با من بنشین

آمد آمد با دلجویی گفتا با من
تنها منشین – برخیز و ببین – گلهای خندان صحرایی را
از صحرا دریاب این زیبایی را
با گوشه گرفتن درمان نشود غم برخیز و بپا کن شوری تو به عالم
تو که عزلت گزیده ای غم دنیا کشیده ای ز طبیعت چه دیده ای تو
تو که غمگین نشسته ای زجهان دل گسسته ای به چه مقصد رسیده ای تو
آمد آمد با دلجویی گفتا با من
تنها منشین – برخیز و ببین – گلهای خندان صحرایی را
از صحرا دریاب این زیبایی را
زین همه طراوت از چه رو نهان کنی شِکوه تا به کی ز جور این و آن کنی
دل غمین به گوشه ای چرا نشسته ای جان من مگر تو عمر جاودان کنی\
تا کی تو چنین باشی عمری دل غمین باشی
گلگشتِ چمن بهتره یا گوشه نشین باشی
تا کی باید باشی افسرده در بند دنیا
خندان رو شو چون گل تا بینی لبخند دنیا
آمد آمد با دلجویی گفتا با من
تنها منشین – برخیز و ببین – گلهای خندان صحرایی را
از صحرا دریاب این زیبایی را

1 دیدگاه در “با من بنشین

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *